كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

615

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

بسيار و جواهر بىشمار كان يسار و بحر استظهار شدند و ملك فارس كه به‌منزلهء فذلك ممالك « 15 » است داخل حوزهء ديوان اصفهان شد و ميرزا سلطان محمد شكر مواهب الهى به جاى آورده عزيمت دار الملك شيراز نمود و اكابر و اعالى و سادات و موالى داعيان و كلويان شرايط استقبال به تقديم رسانيده مراسم نثار و پيشكش به جاى آوردند و شاهزاده همه را به مواهب انعام و مواجب اكرام اعزاز و احترام فرمود و افتخار النقبا سيد نظام الدين احمد را به استدعاى ميرزا سلطان عبد اللّه ارسال نمود و اقسام قسم ياد كرد كه قصد قتل او اصلا و قطعا نكند و در رعايت جانب او انواع شفقت به ظهور آورد و مرتضى اعظم عازم قلعه شد و اين سخن مشهور باشد و در كتب تواريخ مسطور كه چهار هزار سال صداى كوس نوبت از فلك اين قلعه و اسكون « 16 » و قلعهء شكسته كه هر سه قلعه برابر يكديگر واقعه است به اوج سپهر برين رسيده و سخن فردوسى اشارت به آن است كه بيت سه دز گنبدان صطخر گزين * وطن جاى شاهان ايران زمين مرتضاى اعظم با سلطان عبد اللّه ملاقات كرده او را ايمن گردانيد و شاهزاده را مستظهر و اميدوار گردانيده به خدمت ميرزا سلطان محمد رسانيد و آن پادشاه كريم اخلاق به وعدهء خود وفا نمود و فرمود كه از شهرهاى عراق و فارس هركجا كه خواهد به او ارزانى دارد و اگر خواهد به خراسان فرستد . ميرزا سلطان عبد اللّه اختيار خراسان فرمود . چه ميرزا الغ بيك او را نويد دامادى داده بود و ميرزا سلطان محمد

--> ( 15 ) . بر وزن مسالك به اصطلاح اهل حساب جمع بعد از تفصيل را گويند ( فرهنگ آنندراج ) . ( 16 ) . نسخ : اسكوان ، نزهة القلوب ص 132 شنكوان ، ليسترينج : شكنوان ص 276 ، انجمن آراى ناصرى ( به ذيل سه گنبد ) : سنكوان . در نزهة قلاع اصطخر و شكسته و شنكوان را سه گنبدان خوانده . آثار اين قلاع هنوز باقى است ( ر ك به ليسترينج محل مذكور ج 1 ) [ نام اين قلعه اشكنوان است ر ك به فارسنامهء ناصرى ج 2 ص 332 ] .